X
تبلیغات
ܓ ܓ حکایت ها و داستانهای آموزندهܓ ܓ

ذهن خالي، محل مورد علاقه شيطان است. تمام كارهاي شيطاني در ذهن خالي روي خواهد داد. ذهن خود را با افكار مثبت و با ارزش پر كنيد.

۱. در كار ديگران دخالت نكنيد، مگر آنكه از شما درخواست كمك كند.

بيشتر ما با مداخله در امور ديگران، براي خود و آنها مشكلاتي ايجاد مي كنيم. ما معمولاً به اين دليل در كار آنها مداخله مي كنيم كه معتقديم راه ما، بهترين راه است. ما تصور مي كنيم كه منطق ما بهترين منطق است و كساني كه مطابق طرز فكر ما عمل نمي كنند، بايد مورد انتقاد قرار بگيرند و به مسير درست (كه همان مسير ماست) هدايت شوند. اين طرز فكر، وجود فرديت را انكار مي كند. خداوند هر يك از ما را منحصر به فرد آفريده است و هيچ دو نفري، نمي توانند يك جور فكر و عمل كنند. تمام مردان و زنان، به روش منحصر به فرد خودشان عمل مي كنند؛ بنابراين به فكر كار خود باشيد و آرامش را براي خود حفظ كنيد.

۲. حسود نباشيد

همه ما اين تجربه را كسب كرده ايم كه چگونه حسادت مي تواند آرامش ذهن را به هم بزند؛ مثلاً وقتي كه شما مي دانيد كه سخت تر از همكاران تان در اداره كار مي كنيد، اما گاهي اوقات آنها ترفيع مي گيرند و شما نمي گيريد، يا اينكه چند سال پيش كاري را شروع كرديد، اما به اندازه همسايه تان كه تازه يك سال است آن كار را شروع كرده، موفق نيستيد. مثال هاي متعددي از اين قبيل در زندگي روزمره وجود دارد، اما هيچ يك از آنها دليل نمي شود كه شما حسودي كنيد. به خاطر داشته باشيد كه زندگي هر كسي طبق سرنوشت او رقم مي خورد كه حالا جزئي از واقعيت اوست. اگر مقدر شده كه شما ثروتمند باشيد، هيچ چيز در دنيا نمي تواند شما را متوقف سازد و اگر اينگونه مقدر نشده باشد، هيچ كس نمي تواند به شما كمك كند. با سرزنش كردن ديگران، در قبال بداقبالي خود، كاري از پيش نمي بريد. مطمئن باشيد كه حسادت، شما را به جايي نمي رساند، تنها آرامش را از ذهن شما مي ربايد.

۳. ببخشيد و فراموش كنيد

اين روش، بهترين راه براي رسيدن شما به آرامش ذهني است. ما اغلب به دليل اينكه كسي به ما توهين كرده يا به ما ضرري رسانده است، احساسات ستيزگي را در قلب خود افزايش مي دهيم. ما شكايت ها و گلايه ها در خود را پرورش مي دهيم و نتيجه آن براي ما، تنها بي خوابي، زخم معده و افزايش فشارخون است. توهين يا صدمه ممكن است يك بار اتفاق بيفتد، اما با تشديد شكايات، مدام آن را به خود يادآوري مي كنيم. شما بايد به سرعت اين عادت بد را ترك كنيد. زندگي بسيار كوتاه تر از آن است كه بخواهد بازيچه چنين چيزهايي شود. ببخشيد و فراموش كنيد؛ تنها با بخشش و فراموش كردن است كه عشق شكوفا مي شود.

۴. به دنبال تاييد ديگران نباشيد

دنيا پر از آدم هاي خودخواه است. آنها به ندرت بدون انگيزه هاي خودپسندانه كسي را ستايش مي كنند؛ آنها ممكن است امروز شما را ستايش كنند، زيرا در قدرت هستيد، اما به محض اينكه جايگاه خود را از دست داديد، موفقيت شما را فراموش مي كنند و به دنبال پيدا كردن نقص و ايراد در شما خواهند بود. چرا تا حد مرگ براي به رسميت شناخته شدن تلاش مي كنيد؟ اين رسميت، ارزش اين همه تلاش را ندارد. وظايف خود را بسيار اخلاقي و صادقانه انجام دهيد و منتظر تاييد ديگران نباشيد.

۵. خودتان را مطابق با محيط پيرامون خود تغيير دهيد

اگر سعي كنيد فقط محيط را تغيير دهيد، موقعيت هايتان را از دست خواهيد داد. به جاي آن، سعي كنيد خودتان را مطابق با محيط اطراف خود تغيير دهيد. به محض انجام اين كار، حتي محيط پيرامون تان كه با شما سر جنگ داشت، به طور اسرارآميزي، تغيير مي كند و با شما همسو و هماهنگ مي شود.

۶. آنچه را كه درمان نمي شود، تحمل كنيد

بهترين راه براي تبديل ضرر به سود، همين است. هر روز با تعداد زيادي از ناملايمات، بيماري ها، آزردگي ها و حوادثي مواجه مي شويم كه نمي توانيم آنها را تحمل كنيم و يا تغييرشان دهيم؛ بنابراين بايد ياد بگيريم كه با آنها سازگار شويم. بايد بياموزيم با خوشرويي و بردباري، آنها را تحمل نماييم. به خودتان ايمان داشته باشيد؛ شما برحسب ميزان شكيبايي خود، قدرت و توانايي بيشتري را به دست خواهيد آورد.

۷. به اندازه توان خود مسئوليت به عهده بگيريد

لازم است اين پند، هميشه در خاطرتان بماند. ما اغلب تمايل داريم بيشتر از توان مان مسئوليت برعهده بگيريم؛ انگار اين امر، ذهن و منيت ما را راضي مي سازد، اما شما كه حدود خود را به خوبي مي شناسيد، چرا كار بيشتري را تحمل مي كنيد كه نگراني بيشتري را براي شما در بر خواهد داشت؟ شما نمي توانيد با فعاليت هاي بيشتر، ذهن خود را به سمت آرامش سوق دهيد؛ بنابراين درگيري هاي اضافي را كاهش دهيد و اوقات خود را صرف دعا، درون نگري و آرامش نماييد. اين كار افكاري را كه موجب بروز استرس و بي قراري در ذهن تان مي شود، كاهش مي دهد. ذهن آسوده، آرامش بيشتري در بر خواهد داشت.

۸. به طور مرتب تمركز را تمرين كنيد

تمرين تمركز، ذهن را آرام مي كند و افكار مزاحم را از بين مي برد. اين كار بالاترين درجه آرامش ذهن است. اگر هر روز نيم ساعت تمركز نماييد، ذهن تان در ۲۳ ساعت و نيم ديگر، آرامش كافي خواهد داشت و ذهن شما به سادگي قبل، درگير ناملايمات نمي شود. با افزايش زمان تمركز روزانه، سود بيشتري عايدتان خواهد شد. به علاوه، كارايي شما نيز افزايش مي يابد و قادر خواهيد بود نتايج بهتري را در زمان كمتري ارائه دهيد.

۹. ذهن خود را هرگز خالي نگذاريد

ذهن خالي، محل مورد علاقه شيطان است. تمام كارهاي شيطاني در ذهن خالي روي خواهد داد. ذهن خود را با افكار مثبت و با ارزش پر كنيد. فعالانه يك سرگرمي را دنبال كنيد و كاري را انجام دهيد كه علاقه شما را برانگيزد. شما بايد تصميم بگيريد كه چه چيزي بيشتر ارزش دارد؛ پول يا آرامش ذهن؟ ممكن است سرگرمي هاي شما اغم از كارهاي عام المنفعه يا كار مذهبي، هميشه پولي به همراه نداشته باشد، اما حس موفقيت و تكامل را براي شما در بر خواهد داشت؛ حتي زماني كه از لحاظ جسمي در حال استراحت هستيد، خودتان را مشغول خواندن يا مناجات با خدا نماييد.

۱۰. هيچ گاه كاري را به تعويق نيندازيد و هرگز افسوس نخوريد

انرژي و وقت خود را با «بايد» يا «نبايد» ها تلف نكنيد. روزها، ماه ها و سال ها ممكن است با اين مناظرات ذهني بيهوده تلف شود. شما هرگز نمي توانيد برنامه ريزي دقيق و همه جانبه اي داشته باشيد، زيرا هرگز نمي توانيد تمام اتفاقات آينده را پيش بيني نماييد. براي وقت خود ارزش قائل شويد و كارهايي را انجام دهيد كه به راستي لازم است انجام شود. مهم نيست كه اولين بار با شكست مواجه شويد؛ زيرا مي توانيد از اشتباهات خود درس بگيريد و بار ديگر موفقيت كسب نماييد. عقب نشيني و نگراني، كاري از پيش نمي برد، هرگز حسرت نخوريد؛ آنچه كه اتفاق افتاده، ديگر قابل تغيير نيست، حتي اگر تمام عمر حسرت آن را بخوريد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1392ساعت 18:36  توسط سید ناصر  | 
با عرض سلام خدمت دوستان، خواهران و برادران عزيز و گرامي...

با آرزوي قبولي طاعات و عبادات تك تك شما عزيزان به در گاه حضرت حق و تبريك عيد سعيد فطر

ضمن پوزش از شما سروران گرامي به دليل تاخير در تائيد و پاسخ به كامنتهاي ارسالي به دليل پاره اي از مشكلات شخصي كه نتونستم سر وقت جوياي احوال شما باشم و عرض ادب كنم...

بدينوسله از همه ي  شما درخواست ميكنم بنده رو به بزرگي خودتون ببخشيد...

به زودي خدمت تك تك دوستان خواهم رسيد.

با آرزوي سلامتي و تندرستي و شادكامي براي شما...


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392ساعت 9:40  توسط سید ناصر  | 
مست هستي

با اسم دوست كه سپيده سحر،

سوسوي تبسم اوست و هستي  هستي، نسيم تبسم او

 

در نسيم آورترين سحر، در سوسوي ونوس آسودم و سرود سرور سرودم و سرمستانه دانستم كه هستي، سرور سرمدي است.

سبد سبد سيب سلام به ساحت انسانهاي سعادت آفرين مي فرستم.

نسيم در سحر، سحر در سكوت، سكوت در سروستان و احساس انسان در حسن اين سه سحر هستي، وه چه مستي آور است!

با نسيم و سحر همسال و همكلاسم، سه دوست دبستاني هستيم،ستاره ها، استاد آسماني ما و دوستي انسان ها، در سعادت ماست. در كلاس درس، سرور و تبسم مي نويسم و به سوي انسان ها، مي فرستيم تا در مسرت استثنايي آن بياسايند.

سين سعادت انسان ها، نخستين و واپسين درس مدرسه ماست.

پس سين مي نويسم، سين مي سرايم و در سين سعادت انسان هاسرمست تر از فردوسيان مي آسايم.

همنفس ها! نفس نفس به نفس رسيم، به نفس هستي، در مسير راستي.

راستي، سعادت آورترين سرمايه انسان هاست.

دوستي دوستان چه سرد است! نمي هراسيم، پس در سرماي دوستي و دوستان نفر سودم. بي كسي، دوستانه ترين مونس سفرم است. در مدرسه درس بي كسي به چيستي هستي ام رسيدم و به هستي هستي ام پيوستم.

در پس اين حس كه من هستي هستم و من نيستي نيستم، احساسي است كه از احساس فردوسيان بسيار سرمستانه تر است.

به دوستي رسيد كه دوستي بي همسان ترين سرور انسان هاست.


+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1392ساعت 10:18  توسط سید ناصر  | 

برای سفر به اصفهان رفته بودم . کنار سی و سه پل نشسته بودم . نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد. بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد. دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد. به عادت همیشگی، دستم را که خا لی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم. بلافاصله به سویم حـرکت کرد. در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد. بچه آمد و شکلات را گرفت. به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیت او را نداشتم. گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است. کار تو باعث میگردید که بچه، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند .

 

حال ما ایرانیها چگونه عمل میکنیم . بابا میشینه تو خونه جلوی بچه کوچک به زنش میگه، فلانی زنگ زد بگو من نیستم. مامانه به بچه میگه اگه غذاتو بخوری برات فلان چیزو میخرم بعد انگار نه انگار. بابا به بچه اش میگه مامانت اومد نگو من به مامان بزرگ زنگ زدم

 

بعد این بچه بزرگ میشه میره تو جامعه . معلمش میگه چرا مشق ننوشتی براحتی دروغ میگه که خاله ام مرده بود نبودیم. فروشنده میشه مثل آب خوردن جنس بنجل را بدروغ جای اصلی میفروشه مهندس میشه بجای دو متر، یک متر فونداسیون میریزه ، دکتر میشه، اهمال در عمل جراحی را ایست قلبی گزارش میکنه، تولید کننده محصولات پروتئینی میشه، گوشت شتر و اسب مصرف میکنه، رییس هواپیمائی میشه سقوط هواپیما را پای خلبان مرده میذاره وارد سیاست میشه سر ملت شیره میماله. دروغ به اولین ابزار هر فرد برای دست یافتن به هدف تبدیل میشود.

 

دروغ فساد و تباهی جامعه را ببار میاورد. اعتمادها را زایل میکند . لذت زندگی جمعی و مدنی را از بین میبرد. ظلم و بیعدالتی را گسترش میدهد. منشا بسیاری از معضلات اجتماعی دروغ است. دروغ ریشه جامعه را خشک میکند .

 

دروغ در تمامی اجزای زندگی ما ایرانیها براحتی جاری است و چون سیلی که هر لحظه بزرگتر میشود در حال نابودی ما است

 

مادر، از آن لحظه که بدلیل تنبلی خود، شیشه شیر خالی را در دهان نوزاد قرار میدهد تا او را ساکت کند، آموزش دروغ را به او آغاز کرده است

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1392ساعت 13:50  توسط سید ناصر  | 
علامه محمد تقی جعفری (رحمه­ الله ­علیه) می­ گفتند:

عده ­ای از جامعه ­شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده

بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند.

موضع این بود: «ارزش واقعیانسان به چیست».

برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم.

مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین

به مقدار و کیفیت آن است.

معیار ارزش پول پشتوانه­ ی آن است. اما معیار ارزش انسان­ها

در چیست.?

هر کدام از جامعه شناسان صحبت­هایی داشتند و معیارهای

خاصی را ارائه دادند.

بعد وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می­خواهید بدانید یک

انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه

چیزی عشق می­ورزد. 

کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش

به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است

ارزشش به همان میزان است.

اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی

خداست. 

علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی

جامعه شناسان صحبت­های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی

پای خود ایستادند و کف زدند.

وقتی تشویق آن­ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم:

عزیزان!

این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (ع) است.

آن حضرت در نهج البلاغه می­فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ»

«ارزش هر انسانی به اندازه­ی چیزی است که دوست می­دارد». 

وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس

امیرالمؤمنین علی (علیه­ السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام

آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .

حضرت علامه در ادامه می­ گفتند: عشق حلال به این

است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد.

حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر

بدش می­آید؟ در واقع می­فهمد که این حرف توهین در حق

اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد

ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد

چقدر پست و بی­ ارزش است!

اینجاست که ارزش و مفهوم «ثار الله» معلوم می­شود.

ثار الله اضافه­ ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر

شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل

ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه­ ی خدای متعال است

_________________
وقتی سکوت خدا را در برابر راز و نیازت دیدی نگو خدا با من قهر است

او به تمام کائنات فرمان سکوت داده تا حرف دلت را بشنودپس حرف دلت را به او بگو....

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392ساعت 23:41  توسط سید ناصر  | 
 

اهداف تربيتي: جهت تقويت آن بخشي از مغز كه از وجودش بي خبرند...

 ترم اول: دروس پايه اي

 

چطور بدون مادرمون زندگي كنيم(200 ساعت )

همسرم مادرم نيست ( 35 ساعت )

درك اين مسئله كه فوتبال چيزي جز يك ورزش نيست و اين كه حذف شدن از جام جهاني فاجعه نيست ( 500 ساعت )

 

ترم دوم: زندگي


غلبه  بر سندورم " كنترل از راه دور تلويزيون هميشه بايد دست من باشد.( 55 ساعت )

درك مسئله مهم كه كفش ها خودشان توي جاكفشي نمي روند( 80 ساعت )

چطور بدون گم شدن لباسهاي كثيفمان را تا سبد رخت چرك ببريم ( 50 ساعت )

چطور بدون اينكه ناله كنيم از بيماري مهلك سرماخوردگي جان سالم به در ببريم ( 50 ساعت )

 

ترم سوم: اوقات فراغت

چطور در آشپزي كمك كنيم بدون اينكه آشپزخانه را به گند بگشيم

چطور نوشيدني سرو كنيم بدون اينكه سيني را تبديل به استخر كنيم

چطور يك بلوز را در كمتر از دوساعت اتو كنيم و در عين حال از سوختنش جلوگيري كنيم.

 

ترم چهارم: آشپزخانه

مرحله اول مقدماتي

Off  خاموش

On روشن

 

مرحله دوم پيشرفته

اولين نيمروي زندگيم بدون سوزاندن ماهيتابه

كلاس عملي:

عمليات جوشاندن آب قبل از اضافه كردن ماكاروني

( بعد از قبولي در مرحله اول، مرحله فشرده با عناوين زير آغاز مي شود)

 

ترم پيشرفته:

اولين مبحث: البسه از لباسشويي تا كمد؛ يك مرحله مرموز

دومين مبحث: ريسكهاي پر كردن ظرف آب بعد از آب خوردن و بردن آن تا يخچال

سومين مبحث: آشپزي و بيرون بردن زباله ها شما را ناقص نمي كند.

چهارمين مبحث: تفاوتهاي اساسي زمين با سبد رخت چرك.

پنجمين مبحث: مردي در صندلي كنار راننده.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392ساعت 13:14  توسط سید ناصر  |